جعفر شهرى باف

433

طهران قديم ( فارسى )

ماليات نجارها را اروسىدوزها بدهند مىگفتند همين تنگ چشمى آنان و اينكه شاه عباس عمل آنانرا كه چگونه زيره را با كوبيدن بزرگ و رويه را با دندان‌كش مىآوردند ملاحظه مىكند و از آن سو نجارها را مىنگرد كه چسان خاك اره و خرده‌چوب از دم اره و تيشه‌شان كنار افتاده دور ريخته تلف مىشود دستور مىدهد ماليات نجارها را اروسىدوزها بدهند . صورت دكاكين و فروشندگان كفش دكانهاى كفاشى معمولا ( كرسىدار ) « 41 » و نيم ذرع و زيادتر از زمين بالاتر قرار گرفته بود ، از آنجهت كه اولا مشترى بدكان راه نداشته خوب و بد زياد ننمايد و ديگر آنكه بتواند پا را به لبه دكان گذارده كفش را اندازه بگيرد و اگر زن باشد رعايت عفت و ناموس او شده با بالا گذاردن پا نهانىهايش به نظر نيايد ، اگر چه تمام دكانهاى بازار از هر طبقه و صنف كرسىدار بود كه تشك انداخته به صورت نشسته با مشترى حرف ميزدند . سيماى ظاهرى فروشندگان آن نيز شامل بود بر قبا و لباده و ريش و شال و كلاه يا عمامه كه بايد صورت تقدس و ايمان داشته باشند تا آن مقدار كه ريششان را با ماشين كمتر از نمره چهار « 42 » اصلاح نمىكردند و ساعت كار آنها از سه ساعت به ظهر تا نزديك غروب بود كه پيش از نماز مغرب تعطيل مىگرديد . ساعت كارى كه شامل دكاندارهاى اين صنف بوده مربوط به كارگران دوزنده‌ى آن نمىگرديد ، كه آنها بايد اول آفتاب آمده تا پاسى از شب يكسره كار بكنند و در پائيز بازار و رواجى كه هفته‌اى يكى دو شب هم شبكارى داشته تا صبح كار بكنند .

--> ( 41 ) . سكو ، بلندى ، محلى بلندتر از اطراف . ( 42 ) . كوتاهترين ريشى كه يك دكاندار بازارى داشت ريشى بود كه با ماشين نمره چهار اصلاح شده باشد ، يعنى با شانه‌اى به كلفتى دو ميلىمتر كه روى دنده ماشين سلمانى كه به ضخامت دو ميلى متر بود سوار شده آن را نمره چهار مينمود .